تبليغاتX
li باحال کده

باحال کده

نوشته های عاشقانه
داستانهای واقعی

وبلاگ منتخب باحالکده

www.pooria.parsiblog.com

تصویر روز

این وبلاگ فقط و فقط در جهت پیشبرد فکری سیاسی خوانندگان صورت پذیرفته است و جنبه دیگری ندارد.

نظر - سنجی




جستجوگرBahalkade

لوگو سایت

Image and video hosting by TinyPic

امار سایت

افراد آنلاين در باحال کده:
تعداد بازديدها از باحال کده:

اَینَ الرجبیون....؟

 

اَینَ الرجبیون....؟

 

 

ماه مبارک رجب آمد تا دلهای شیفته حق را به میهمانی شعبان و رمضان دعوت کند.

این ایام فرخنده بر شما مومنان واقعی و روزه داران ماه رجب خجسته و فرخنده باد.

وبراستی که هیچ ماهی در فضیلت و حرمت به آن نمی رسد. فضیلت های متعدد ی درباره

این ماه یاد شده است که متاسفانه تعداد کسانی که از این فضیلت ها بی اطلاع هستند در جامعه

دین زده ما بسیار زیاد است. شاید فضای خشک مساجد و بروز نشدن افکار مراجع تقلید و

سخنرانان مذهبی از دلایل دین گریزی جوانان ایران اسلامی باشد. علاوه بر نشان دادن

چهره ای غمگین از اسلام توسط حکومت ، سخنرانی های تکراری مذهبی در میان

مردمی که میانگین سنیشان بالای ۷۰ سال است می تواند از عوامل اسلام زدگی در میان

جوانان و حتی میانسالان ایرانی باشد. چنان که با وجود داشتن راحت ترین دین خدا ،

 متاسفانه همچنان در خیابان های تهران بر تعداد افرادی که صلیب به گردن می اویزند

و خود را مسیحی جلوه می دهند روز به روز افزوده می شود. غافل از انجا که اسلام

آزاد ترین دین خداست در صورتیکه به وجود حقیقی ان ایمان بیاوری. انشاالله که به یاری

امام عصر (عج) نور ایمان حقیقی در دل جوانان پاک ایرانی تابیده شود تا همه در رکاب

ان حضرت قدم برداریم.

------------------------------------------

بد نیست که شما هم نگاهی به فضیلت های گوهر بار این ماه در مفاتیح الجنان بیندازید

نقل قول های بسیاری از رسول خدا (ص)در باره فضل و بزرگی این ماه امده است که تعدادی از

ان ها را برای شما  دوستداران باحال کده بر میشمارم:

 نقل است از رسول خدا (ص) که فرموده اند: رجب ماه خداست ، شعبان ماه من و

ماه رمضان ماه امت من است. حضرت موسی بن جعفر (ع) هم فرموده اند که هر که تنها یک

روز از ماه رجب را روزه بگیرد اتش جهنم بر او حرام می شود و اگر ۳ روز از این ماه پر

فضیلت را روزه بدارد بهشت بر او واجب می گردد.پیامبر اکرم (ص) در باره فضیلت های

فراوان روزه داری در این ماه فرموده اند: هر کس ۳ روز اخر این ماه را روزه بدارد

ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و همچنین دور گردد از او اتش جهنم.

از روزه داری در اولین روز ماه رجب بسیار روایت داریم که حتی حضرت نوح در

این روز به کشتی سوار شد وفرمود کسانی را که با او بودند روزه بدارند و هرکه این روز

را روزه بدارد، از اتش جهنم در امان خواهد ماند.

همچنین زیارت امام حسین (ع) در روز اول ماه رجب سفارش شده است که هر که

در این روز حسین بن علی (ع) را زیارت کند ، خداوند متعال تمامی گناهان او را بیامرزد.

باشد که تمامی شیعیان در این روز پر فضیلت قبر شش گوشه آن حضرت را زیارت کنند.

انشاالله...

  منتقد شیرین             

           



  |  نوشته شده توسط  منتقد شیرین ساعت  2:0 قبل از ظهر در تاريخ شنبه پانزدهم تیر 1387

کاریکاتور هفته

 

آیا ایران جام زهر را خواهد نوشید؟!

 

 



  |  نوشته شده توسط  منتقد شیرین ساعت  1:23 بعد از ظهر در تاريخ جمعه چهاردهم تیر 1387

سانسور و دیگر هیچ..

 

سانسور و دیگر هیچ..

 

دلایل نقص فنی ها مشخص شد!


اين هم دستشويي سيار روي آب
 

 
راستي، شناگرهاي اين رودخونه كجا هستن الان؟
 

 
 
حرکات جلف بوش..

 

 
ـ ديگه ژستي نمونده كه نگرفته باشم، الا همين...بيا.
 
 

 
 
بدون شرح!
 
 
 
 

 
شلوار ها را باید بالا کشید ، جور دیگر باید....
 

 
شهردار تهران و فرمانده ناجا يادداشت تفاهم درباره معتادان امضا کردن!
 
 

 
این هم تصویری تاسف بار از زاینده رود
 

 

 فقط يادتون باشه شنا کردن و عبور کردن، اکيدا ممنوع است!

 


ايران موفق به صادرات فرهنگي به ديگر کشورها شد.



ازدواج دانشجويي در رياض عربستان


 

 اعتراف به گناهان از سوی مسیحیان بلاروسی در یک کلیسای کاتولیک
 
 
 
 
یعنی این کشیش طرفُ نمی بینه؟!!!
 

 
نورانی کردن کاخ بوربون مقر مجلس فرانسه به مناسبت آغاز ریاست فرانسه بر اتحادیه اروپا
 
– پاریس
 
 
 

 
این هم چند سوژه جالب وطنی!
 
 
 
 
 
====================================
 
سال ۱۳۷۸ یا ۸۷
 
 
 
 
====================================
 
کاملا بدون شرح...
 
 
 
 
 


  |  نوشته شده توسط  منتقد شیرین ساعت  0:26 قبل از ظهر در تاريخ جمعه چهاردهم تیر 1387

افشین قطبی سرمربی پرسپولیس شد

 

بازگشت دوباره امپراطور به پرسپولیس و ایران

 



بازگشت دوباره افشین قطبی به تیم پرسپولیس را نه تنها به قرمز های پایتخت تبریک

عرض می کنم بلکه به دنیای فوتبال نیز این مهم را تبریک و تهنیت عرض می کنم.

چرا که افشین قطبی با ادبیات خاص خود فرهنگ جدید را در فوتبال ایران عرضه کرد

و به امید خدا خواهد کرد.

به گزارش ايسنا، سرانجام پس از هفته‌ها بلاتكليفي بر سر انتخاب و معرفي سرمربي تيم فوتبال

پرسپوليس تهران، افشين قطبي سرمربي فصل پيش اين تيم، با مسوولان باشگاه پرسپوليس به

توافق رسيد و رسما هدايت قهرمان ليگ هفتم را به دست گرفت.

به گفته‌ي يكي از اعضاي هيات مديره باشگاه پرسپوليس، افشين قطبي امروز در دبي قراردادش

را به مدت دو سال با نماينده اين باشگاه امضا كرده است و قرار است، جمعه شنبه براي ثبت

قرارداد به تهران بازگردد.

باشگاه پرسپوليس شرايط قطبي را پذيرفته و حتي تمديد قراداد برخي بازيكنان اين تيم از جمله

عليرضا واحدي نيكبخت، به نظر او بستگي دارد.

بر اساس توافق انجام شده بين باشگاه پرسپوليس و افشين قطبي،‌قرار است يك مربي برزيلي به

همراه افشين پيرواني دستياران او در پرسپوليس باشند.

قطبي پيش از اين با حبيب‌ كاشاني مديرعامل سابق باشگاه پرسپوليس به توافق نرسيد و اين

تيم پرطرفدار پايتخت را ترك كرد. كاشاني نيز پس از آن به دليل مشكلاتي كه در باشگاه

پرسپوليس وجود داشت از سمت خود استعفا و جاي خود را به داريوش مصطفوي داد.

در حال حاضر بازيكنان تيم فوتبال پرسپوليس زير نظر افشين پيرواني مربي موقت و جديد اين

تيم تمرين مي‌كنند.

 

اخبار مرتبط (ایسنا): افشین قطبی سر مربی قرمز های پایتخت شد

 



  |  نوشته شده توسط  منتقد شیرین ساعت  6:19 بعد از ظهر در تاريخ پنجشنبه سیزدهم تیر 1387

سردر تاریخی ملی دانشگاه تهران

۴۰ سال از ساخت سر در دانشگاه تهران گذشت. در اين سال ها هزاران دانشجو و استاد بارها و بارها به اين سازه خيره شده اند بى آنكه از پيشينه و هويت نمادى كه حوادث بسيار و افت و خيزهاى اجتماعى بى شمارى را شاهد بوده، پرسش كنند.
هنوز هم هر روز از كنار اين سازه مى گذريم و خاطره هاى تلخ و شيرين فراوانى را در ذهن مرور مى كنيم، با اين همه كمتر كسى مى داند كه دانشگاه تهران، تنها دانشگاه جهان است كه با يك سمبل معمارى كه نماد ملى شده، شناخته مى شود. كمتر كسى هم مى پرسد كه معناى حركات سازه اى اين بناى عجيب چيست و حامل چه مفاهيمى است.
اطلاعات درباره اين بنا جسته گريخته است كه از خلال يك گزارش روزنامه اى به دست آمده است. كاش مسئولان دانشگاه تهران همت كنند شناسنامه اى حاوى اطلاعات راجع به اين سازه را در گوشه اى از ورودى دانشگاه نصب كنند تا ضمن آگاهى دادن به مردم، الگوى شناسنامه دار كردن تمام سازه هاى نمادين بى نام و نشان پايتخت و ديگر شهرهاى كشورمان شود.
سردر دانشگاه تهران يكى از بناهاى تاريخى و ملى است كه تداعى كننده نام ايران بويژه در ميان اهالى علم است. هرچند ارزش بين المللى دانشگاه تهران موجب شده است كه «سردر» آن داراى اعتبار شود، اما اين بناى تاريخى و ملى موجب گشته است، از ميان معروف ترين و معتبرترين دانشگاه هاى تهران، تنها دانشگاهى باشد كه از طريق يك بناى فرهنگى و ملى سمبليك با مهندسى پيچيده، پيام علمى و فرهنگى را به مخاطب خود القا كند.
به باور برخى، طرح سردر دانشگاه تهران، الهام گرفته از تصوير خيالى دو پرنده اى است كه بال هايشان را براى اوج گرفتن از زمين باز كرده اند. علم و دانش به دو بال تشبيه شده اند كه ورود به دانشگاه با آن دو ممكن است دو بال كه مى توان با آن بر فراز جامعه پرواز و چون عقابى از آن پاسبانى كرد. عده اى نيز از آن به عنوان كتابى كه به صورت باز در مقابل چشم گذاشته شده، تعبير مى كنند كه بيانگر ارزش مطالعه و تحقيق در ميان ايرانيان است.
على رغم اين كه همه بناهاى تاريخى و ملى كشور ارزشمند و حاكى از هويت ملى است اما در بيان ارزش اين بناى ملى و تاريخى، همين بس كه جاى خود را روى پول ملى باز كرده است. اما آنچه جاى تأسف دارد اين كه اطلاعات جامع و مدونى از اين سمبل وجود ندارد. حتى برخى نقل قول ها حكايت از اين دارد كه اگر حساسيت برخى مسئولين انقلابى نبود، اين بنا در افت و خيزهاى اجتماعى، به نيستى گراييده بود.
اطلاعاتى كه از اين بناى ملى وجود دارد حاكى از آن است كه در سال ۴۶-۱۳۴۵ به دستور رياست وقت دانشگاه طرحى در ميان دانشجويان و طراحان مختلف به مسابقه گذاشته مى شود كه از ميان طرح هاى رسيده، طرح دانشجويى به نام كورش فرزامى (دانشجوى معمارى دانشكده هنرهاى زيبا) به عنوان طرح برتر برگزيده مى شود كه همين طرح كنونى «سردر» است. برخى منابع و همچنين اطلاعاتى كه در روز شمار تاريخى دانشگاه تهران (كه به مناسبت هفتادمين سال دانشگاه به چاپ رسيد) تاريخ ساخت سردر دانشگاه تهران را در سال تحصيلى ۴۶-۱۳۴۵ قيد كرده است. روزنامه كيهان در تاريخ ۲۴ فروردين ۱۳۴۸ اين خبر را با عنوان «سردر جديد دانشگاه تهران خرداد (۱۳۴۸) اعلام شد.» ثبت كرده است:
«ساختمان سردر جديد دانشگاه تهران در خرداد امسال (۱۳۴۸) پايان مى يابد و سردر قبلى پس از ۲۶سال خدمت جاى خود را به سردر تازه كه آميزه اى از معمارى مدرن و معمارى سنتى ايران است مى سپارد.»
در اين خبر گفت و گويى نيز با مهندس امير عباس هاشمى نژاد، رئيس وقت اداره تعميرات و تأسيسات دانشگاه تهران انجام شده است. اين اداره، نظارت بر ساخت سردر را به عهده داشت، هاشمى نژاد در گفت و گوى خود با كيهان مطرح مى كند: سردر دانشگاه در سال ۱۳۴۶ به تصويب رسيده و عمليات ساختمانى سردر جديد از ۱۷ شهريور ۱۳۴۷ آغاز شده است. مهندس كورش فرزامى نيز در آن تاريخ در مصاحبه با كيهان شركت داشته است. از او به عنوان مهندس مشاور و طراح سردر ياد شده است. فرزامى مى گويد: «ارتفاع سردر دانشگاه از سطح زمين هفت متر و ۵۰ سانتى متر و فاصله بين دو دهنه آن ۲۰ متر است. مهم ترين مسئله اين است كه ما از بهترين طرز كاركرد بتن (بدون كارسازى از آن) استفاده كرده ايم و تا آنجا كه مقدور بوده است، كوشيده ايم تا بناى جديد داراى روحيه ايرانى بوده و تلفيقى از معمارى مدرن و گذشته باشد.»
برخى منابع دانشگاهى در مصاحبه هاى خود در سال ۱۳۴۷ عنوان كرده بودند كه محاسبات سقف اين «سردر» در ايتاليا صورت گرفته و مهندس كارگاه آن نيز ايتاليايى است. در نشريه شماره ۲ هنر و معمارى (تير، مرداد، شهريور ۱۳۴۸) عكس هايى از سردر دانشگاه تهران به چاپ رسيده است و در ذيل آن نام طراح، كورش فرزامى و محاسب آن سيمون سركيسيان ذكر شده است. برخى اطلاعات نيز عنوان مى كند كه ساختمان سردر به وسيله رئيس وقت دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران طرح ريزى شده است.
پس از آن كار اجراى طرح، ابتدا به يك شركت پيمانكار سوئيسى واگذار مى شود اما به دليل عدم رعايت اصول فنى توسط اين شركت كه در مراحل قالب بندى بوده، از فعاليت آن ممانعت به عمل مى آيد و يك شركت پيمانكار ايرانى به نام «شركت آرمه» جايگزين شركت اول شده و كار اجراى طرح را به اتمام مى رساند.
برخى منابع عنوان مى كنند كه برپايه آخرين صورتحساب و وضعيت شركت آرمه، هزينه اجراى طرح مبلغ ۲۴ هزار و ۵۰۰ تومان بوده است البته با احتساب اين كه اين شركت طرح را از مرحله قالب بندى تحويل گرفته است.همچنين در خبرى كه ۲۴ فروردين ،۱۳۴۸ روزنامه كيهان منتشر كرده بود نيز هزينه سردر دانشگاه شش ميليون و پانصد هزار ريال عنوان شده بود كه از محل اعتبارات دولتى پرداخت شده است.
* جهان نمادها
جهان امروز را با نمادهايش مى شناسند، با اين تعريف سردر دانشگاه تهران و بسيارى آثار و بناهاى ديگر شايد در زمانه اى كه ما در آن زندگى مى كنيم عنصرى آشنا و عادى به نظر برسد اما بى ترديد در آينده اى نه چندان دور مردم آنها را نشانه اى از هويت فرهنگى خود خواهند يافت و قاعدتاً تمايل پيدا خواهند كرد تا بار ديگر به بازشناسى و كنكاش در آن بپردازند و البته جاى بسى تأسف خواهد بود كه اثرى از آن نيابند.
يك جامعه شناس در اين باره مى گويد: «نمادها تنها اثرى باستانى نيستند كه ارزش آنها را با قدمتشان بسنجيم اگرچه اين هم بخشى از موضوع است اما در اصل نمادها معرف تفكر، فرهنگ و افت و خيزهاى يك جامعه هستند، به عنوان مثال به ميدان انقلاب نگاه كنيد! اين ميدان قدمت چندانى ندارد و ارزش آن را هم با قديمى بودنش نمى سنجيم، بلكه ارزش واقعى اين ميدان در خصلت سمبوليك آن است و اين سمبل وقايع بسيارى را در خود پنهان دارد. سردر دانشگاه تهران هم همين نقش را ايفا مى كند. نمادى كه در اصطلاح مى توانيم به آن بگوييم مملو از بار معنايى است.» اين استاد دانشگاه عنوان مى كند:
«ما همواره نسبت به آثار باستانى گيرنده هاى حساس ترى داريم و البته شايد طبيعى هم باشد چون برگ برگ تاريخ اين سرزمين، مملو از صفحاتى است كه هريك بيانگر حيات ملتى است بزرگ و باشكوه. و رنج ها، دردها، پيروزى ها و بالانشينى هاى اين ملت در بسيارى آثار به جا مانده خود را نشان مى دهد. وجب به وجب اين خاك چنين روايتى را بازگو مى كند اما در كنار چنين عظمتى ما نبايد از نمادهاى معنادار و باردار غافل باشيم. بايد اين نمادهاى ارزشمند را داراى شناسنامه كنيم و همه چيز را به آينده وانگذاريم كه شايد روزى قدمت تاريخى آنها موجب حساسيت شود.»
وى در ادامه مى گويد: «در اغلب كشورهاى غربى امروزه براى خانه هاى معمولى كه افراد ساكنش هستند، شناسنامه وجود دارد. شناسنامه اى كه نشان مى دهد چه كسى نقشه آن را طرح كرده و يا معمار چه كسى بوده است. بگذريم از اينكه شناسنامه ساختمان جنبه صنعتى هم به خود مى گيرد اما مى خواهم بگويم وقتى چنين حساسيتى در مورد يك ساختمان معمولى وجود دارد طبيعى است كه در مورد سمبل و نمادهاى يك شهر يا يك كشور مسئله جدى تر است. بايد مركز يا مراكزى مأموريت پيدا كنند كه اطلاعات لازم را به صورت شناسنامه اى مدون درباره نمادهاى مهم كشور تهيه كنند كه يكى از مهمترين آنها هم سردر دانشگاه تهران است.»



  |  نوشته شده توسط  سیاسی کوچولو ساعت  2:34 قبل از ظهر در تاريخ پنجشنبه سیزدهم تیر 1387

ندیدنیهای یورو ۲۰۰۸،باز هم سانسور شد!

 

ندیدنیهای یورو ۲۰۰۸،باز هم سانسور شد!

 

سانسور در پخش مستقیم بازی های فوتبال  سال هاست که امری عادی برای بینندگان

 تلویزیون ایران محسوب می شود! این سانسور ها همیشه در پخش مستقیم جام جهانی ،

جام های باشگاهی اروپایی و ..... وجود داشته و خواهد داشت. ولی سانسور

در یورو ۲۰۰۸ به اوج خود رسید . چنان که لحظه تحویل جام قهرمانی به کاسیاس که

یکی ازجذاب ترین لحظات برای بیننده تلویزیونی نیز محسوب می شود برای ثانیه های

سانسور شد و به جای ان ، تصاویری از تماشاچیان اسپانیا برای بار ۱۷ پخش شد که خشم

بینندگان را بر انگیخت. چرا که در پشت صحنه ای که کارگردان تلویزیونی شهر وین

از کاسیاس گرفته بود یکی از تماشاچیان زن با لباسی شبیه به تاپ ولی نه چندان مستهجن

نمایان بود! لباسی که این زن به تن کرده بود از لحاظ بنده هزاران مرتبه سنگین تر از

مانتو های چسبان و وسوسه بر انگیزی است که در طول روز بار ها و بار ها بدون

سانسور ودیدن صحنه تکراری ان ها را مشاهده می کنیم. با وجود شبکه های متعدد

ماهواره ای که پخش بازی های ورزشی را مستقیما و بدون سانسور پخش می کنند

بسیاری از مردم به دلیل گزارش های جذاب گزارش گران ایرانی همچون فردوسی پور

شبکه سه را بر می گزینند تا از حواشی بازی بهتر مطلع شوند.این اقدام ان ها در مقابل

سانسور های بی دلیل و مکرر صدا و سیما که مثلا در هنگام دست دادن میشائیل بالاک

با خانم مرکل ناگهان تصاویری از گل های بازی یا تماشاچیانی که صبح به ورزشگاه امده اند

به نمایش می گذارد که شاید این تصویر برای بار دوازدهم در یک بازی به نمایش در اورده

شده باشد ، تحسین بر انگیز است.حال  سوالی که در این باره مطرح است این است که با

وجود شبکه های ماهواره ای و فارسی زبان که  پخش بازی های فوتبال فقط قسمت کوچکی از

برنامه های مفرح ان هاست و با آغاز به کارشبکه ی مانند mbc persia چه انگیزه ای

برای پی گیری برنامه های تلویزیون های حکومتی ایران خواهد داشت ؟!

 

    منتقد شیرین

 

در پایان هم ندیدنیهایی از فینال زیبای این رقابت ها ...

 

==========================================

==========================================

=============================================

======================================= 

========================================= 

===============================================  

 

========================================================  

 

==================================================== 

 ===========================

 

==============================

 

=================================

 

================================

 

===========================

 

 

======================================

 

=======================================

THE END

 



  |  نوشته شده توسط  منتقد شیرین ساعت  3:9 قبل از ظهر در تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1387

توقیف می شوم شبی ، فقط به من اشاره کن

 

توقیف می شوم شبی ، فقط به من اشاره کن

رضا رشید پور هم با فرزاد حسنی همدرد شد

 

 

سرانجام پس از پخش ۳۵ قسمت از مثلث شیشه ای این برنامه نیمه چالشی هم

توقیف شد تا دنیای رسانه ایران با سرعت بیشتری به سوی ازادی حرکت کند!

برنامه ای که از لحاظ گفتگوی بی پرده با میهمانان خود در این چند سال اخیر کم نظیر

بود.پس ازا نتقاد چندین مهمان این برنامه از عملکرد دولت نهم ، جمعه شب به دلایل نا معلومی

پخش ان متوقف شد.

این در حالی است که چندی پیش مدیرت شبکه پنج تهران در اعلام برنامه های تابستانی،

مثلث شیشه ای را به عنوان برنامه ای ۹۰ قسمتی معرفی کرده بود که تا پایان تابستان

پخش خواهد شد!

 

مثلث شیشه ای به چه دلیل توقیف شد؟

تب التهاب توقیف مثلث شیشه ای از انجایی شروع شد که رضا رشید پور

تهیه کننده و مجری این برنامه با دعوت از مهمانان سیاسی جناح ها مخالف دولت

و انتقاد صریح ان ها از عملکرد دولت نهم و به چالش کشاندن دولت احمدی نژاد صدای

طرفداران دولت را درآورد.مهمان هایی همچون علی عبدالعلی زاده وزیر مسکن دولت اصلاحات

که با اعلام مسائلی از قبیل گرانی بیش از اندازه مسکن ، تبلیغات دولت نهم و بیان اینکه

"در طول هشت سال ریاست اقای خاتمی قیمت مسکن تنها دو برابر شد ولی در طی این

سه سال ریاست اقای احمدی نژاد قیمت مسکن در تهران به ۵ برابر رسیده است".

خشم دولتی ها را برانگیخت..

انتقادات کارشناسانه علی عبدالعلی زاده در حدی بود که مجری برنامه چندین بار مجبور به

بیان این جمله شد که" برنامه ما بی طرف است و از مسئولین دولت جهت دفاع از سیاسیت

های خود در بخش مسکن دعوت خواهیم کرد که به مثلث شیشه ای بیایند."

پیش از این مهدی کروبی ، محمد هاشمی نیز به این برنامه دعوت شده بودند که اظهارات

ان ها موجب اعتراض طرفداران دولت شده بود.همچنین داود دانش جعفری نیز چندی

پس از برکناری از وزارت اقتصاد به این برنامه دعوت شد که او نیز انتقادات زیادی

از دولت دکتر احمدی نژاد کرد. به تمسخر گرفتن مدیریت علی ابادی معاون اول رییس جمهور

نیز از سوی فیروز کریمی در این برنامه در نوع خود جالب بود ، چنانکه وقتی درباره

مهندس علی ابادی از فیروز کریمی در انتهای برنامه سوال شد ، او این چنین جواب داد:

جناب آقاي علي‌آبادي مديري بسيار دانا، ‏توانا و هوشمند و موفق در شهرداري تهران بودند!"

رشید پور هم هرچه سعی کرد نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد و به نوعی معاون اول

رییس جمهور با این جواب فیروز کریمی و خنده بیش از حد رشید پور تحقیر شد.

حضور علی شمخانی و اظهارات عجیب ایشان در مورد اینکه بنی صدر در جنگ هرگز

خیانت نکرد! بسیار شنیدنی بود. رشید پور پس از بازگشت از سفر خارجه خود در اواسط

خرداد در اولین برنامه کنایه های جالبی به نحوه ازادی در ایران و در الویت بودن یا نبودن

مبارزه با دیش های ماهواره بیان کرد: "برای من جالب بود که اونجا همه ایرونی ها از طریق

ماهواره برنامه مثلث شیشه ای رو می دیدند و از اظهار لطفشون ممنونم." وی همچنین

در ادامه افزود: "خیلی خوبه که اونا میتونستن بدون هیچ مجازاتی برنامه مارو ببینند و

اصلا طرح مبارزه با ماهواره ندارند که بخواد در الویت باشه یا نباشه"! این جمله او کنایه

به سردار رادان بود که در برنامه مثلث شیشه ای در اردیبهشت ماه بیان کرده بود که فعلا

طرح مبارزه با دیش های ماهواره در الویت ما نیست.در سالروز ولادت حضرت فاطمه(س)

با دعوت از بهاره رهنما شبی به یاد ماندنی را برای مثلث شیشه ای رقم زد.

چراکه با ورود دختر ۱۰ ساله بهاره رهنما به روی صحنه،رشید پورهم به او دست داد!

بلافاصله خودش متوجه اشتباه بزرگش مقابل دوربین جمهوری اسلامی شد و با بیان اینکه

این کوچولو ۹ سالش هنوز تموم نشده خود را تبرئه کرد ولی افسوس که فایده ای نداشت ،

چرا که در ابتدای برنامه بهاره رهنما عنوان کرده بود که " من افتخار می کنم که ۱۰ ساله

مادر هستم و خدا این نعمت بزرگش رو از من دریغ نکرده".

اتهامات نشریات وابسته به دولت:

مثلث شیشه ای یا گروهک شیطان پرستی؟!!!

انتقاد های بی اساس روزنامه های دولت هم که در اوایل تیر ماه به اوج خود رسیده بود

بسیار زننده و زشت بود. روزنامه جوان که یکی از حامیان دولت است اتهامات بی پایه و

اساسی را به برنامه مثلث شیشه ای روانه کرد. در یکی از این اتهامات بی شرمانه ، این

روزنامه برنامه مثلث شیشه ای را به دلیل وجود دکوراسیون مثلثی شکل به یکی از

گروه های شیطان پرستی نسبت داد که مثلث و هرم اصلى ترين نمادهاى شيطان پرستان و

فراماسونرهاست!همچنين اين روزنامه نزديک به ‏سپاه پاسداران نوشت: "رنگ قرمز وتركيبش

با زرد از اصلى ترين سمبل هاى اين گروه جعلى است كه در دكور استفاده ‏فراوانى از اين رنگ

ها و تركيبش شده است." روزنامه جوان همچنين نوشته بود: "رنگ قرمز صندلى و ميزمجرى

و ‏ميهمان بسيار شبيه طيف قرمز مورد استفاده در سمبل ها و نمادهاى شيطان پرستان می

باشد." انچنان که این رزونامه نوشته از این پس باید مثلث و منشور را از کتب درسی

کودکان حذف کرد چرا که نماد شیطان پرستیست! و همچنین رنگ زرد و قرمز را باید نجس

اعلام کنیم و نعوذ بالله را در اول اسم پرسپولیس بیاوریم تا حلال شود. کودکان نیز باید توجه

داشته باشند که هنگام کشیدن نقاشی وقبل از استفاده از رنگ های قرمز و زرد

با گفتن ذکر: از رنگ زرد استفاده میکنم قربت الی الله نقاشی خود را حلال کنند.

بله چنین بود که این برنامه سر انجام و همانطور که از دولت ازادی خواه ایران انتظار می رفت

توقیف شد و در انتهای اخرین برنامه رشید پور که پروژه موفق خود را نا تمام می دید به طور

کنایه گفت:"الان مهم‌ترين وظيفه‌ي همه‌ي ما ‏تلاش براي صرفه‌جويي در مصرف برق است،

چون برنامه‌ي ما خيلي روشن بود، برق زيادي مصرف مي‌شد‎".

وبدین ترتیب بود که پرونده مثلث شیشه ای هم با مظلومیت تمام بسته شد. مانند روزنامه

شرق ، یاس نو ، تهران امروز و هزاران سایت خبری ، نشریه و روزنامه دیگر....

 

و به راستی تا کی باید چنین بی عدالتی ها و سانسور ها را دید و دم نزد.

دولتی که ادعای انتقاد پذیریش گوش فلک را کر کرده است با فیلتر کردن ۱۲۰۰ سایت

و وبلاگ و همچنین توقیف و لغو امتیاز ۱۳۴ نشریه و روزنامه در طی این سه سال

رکورد بی نظیری را به خود اختصاص داده است.

اینها همه حاکی از کم ظرفیت بودن

دولت نهم و سیاست های غلط دکتر احمدی نژاد در زمینه های مختلف اداره یک کشور به

بزرگی ایران است. چرا که با وجود اشتباهات پی در پی و عوض کردن هفته ای یک وزیر

و استاندار باز هم قادر به شنیدن انتقادات سازنده نه از سوی مردم بلکه حتی از سوی

کارشناسان  نیز نیست.

در پایان و به نیابت از تحریریه باحال کده از تمامی دست اندر کاران به خصوص

تهیه کننده و مجری زحمت کش برنامه جذاب و پر مخاطب مثلث شیشه ای رضا رشید پور

 که فرزند شهید نیز هست سپاسگذاریم. گر چه کوتاه ولی تاثیر گذار بودندو

  به رشید پور عزیز خسته نباشید می گوییم.       

منتقد شیرین       

 



  |  نوشته شده توسط  منتقد شیرین ساعت  1:47 قبل از ظهر در تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1387

مانکنی که مسلمان شد!

 

ماشا اليلیکینا مانکنی که مسلمان شد!

 

 

((ماشا اليلیکینا)) نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پيش به

عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن

«گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسيه، به بالاترین حد رسید.

به گزارش ابنا، ماشا اليليكينا، ستاره سابق سينما، رقص و موسيقي، اينك حجاب اسلامي در بر

دارد و به تدريس در مدارس مشغول است. وي مي‌گويد از جلوه‌هاي كاذب سابق متنفر است و

اكنون احساس خوشبختي مي‌كند.

این هم عکس های قبل از مسلمان شدن این خانم که خودم با هزار زحمت بدست اوردم.

 البته دیگه باید به چشم خواهری به ایشون نگاه کنید!

 

عکس های نیمه مستهجن Masha Alalykina قبل از مسلمان

شدن

 

آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:


 
• چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟

 
ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.
 

 
 
در زمانی که يك خواننده بودي آيا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به
 
حج بروی؟

 
ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب،
 
یعنی آب زمزم بنوشم. 

 
•  آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسيری طولانی بود؟

 
ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزديكترين دوستانم بر
 
اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او
 
کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک
 
خواستم.

 
روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را مي‌دیدم و تو
 
خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسيار گریستم؛ زيرا براي اولين بار در
 
زندگي‌ام بود كه چیزی از خدا مي‌خواستم. 

 
• در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟

 
ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم.
 
ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.


 
 
• آيا موسیقی هم گوش می‌دهی؟

 
ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از
 
اسلام آوردن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) را گوش می‌کنم. 

 
• آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی
 
اضافه کنی؟
 
 
ماشا: در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی
 
هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد. 

• چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام
 
می‌گروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟

 
ماشا: اسلام نسبت به اديان ديگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد
 
دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است. 

 
• از اينكه مسلمان شده‌اي چه احساي داري؟

 
ماشا: احساس خوشبختي. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه
 
هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم. 

 
• و چه تفاوتي با قبل داري؟

 
ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه
 
انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم،
 
زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

 
• آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمي‌خوري؟!

 
ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند. 

 
• از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟

 
ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم
 
و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

 
از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟

 
ماشا: من خودم دوست ندارم به