تبليغاتX
باحال کده

باحال کده

باحال کده خیلی باحالی همه خبرهای جالب رو داری

منوی اصلی

آرشیو موضوعی بحال کده

آرشیو مطالب بحال کده

لینکستان

ساعت

امکانات





Powered by WebGozar


تجاوز به بازداشتی‌ها محرز است

وب‌سایت پارلمان‌نیوز به نقل از یک عضو کمیته حقیقت‌یاب مجلس، «تجاوز» به برخی بازداشتی‌های اخیر در بازداشتگاه‌ها با «شیشه نوشابه و باتوم» را تائید کرد.

این وب‌سایت که متعلق به اقلیت اصلاح‌طلبان در مجلس است، امروز چهارشنبه به نقل از نماینده‌ای که نامش را فاش نکرده است، گزارش کرد که برای اعضای کمیته حقیقت‌یاب مجلس «تجاوز به برخی بازداشتی‌ها با شیشه نوشابه و باتوم محرز شده است.»

مهدی کروبی نامزد معترض به نتیجه انتخابات، نخستین کسی بود که از تجاوز به برخی دختران و پسران بازداشتی در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها خبر داد.

اعضای این کمیته دو روز پیش، در این خصوص با آقای کروبی دیدار داشتند که نتیجه مذاکرات آنها به علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی ارائه شده است.

این نماینده مجلس همچنین گفته است: «اطلاعات و مستندات موثق از تجاوز عوامل بازداشتگاه‌ها به بازداشت‌شدگان نداریم، اما تفاوت چندانی هم در اصل ماجرا نمی‌کند.»

این عضو کمیته حقیقت‌یاب افزوده که در صورت تکمیل تحقیقات در این خصوص، نتایج به رئیس مجلس و سایر مقام‌های بلندپایه ارائه خواهد شد.

فرهاد تجری دیگر عضو این کمیته نیز امروز سه‌شنبه به خبرگزاری ایسنا گفت که برای بررسی موضوع آزار و اذیت جنسی برخی از بازداشتی‌ها از سوی سران قوای مقننه و قضائیه «تمهیداتی» اندیشیده شده است.

آقای تجری به جزئیات این «تمهیدات» اشاره‌ای نکرد، اما گفت که «ما تضمینات کافی ارائه کردیم تا افراد مدعی با تحقیقات کامل پزشکی ادعاهای خود را اثبات کنند.»

مهدی کروبی در دیدار با اعضای کمیته حقیقت‌یاب گفته بود که افراد آماده هستند تا در این خصوص(تجاوز) شهادت دهند، اما «احساس امنیت» نمی‌کنند.

مهدی کروبی افزود که یکی از این افراد را برای پیگیری این مسئله به قوه قضائیه معرفی کرده که با وی برخورد نامناسبی شده است.

موضوع تجاوز به برخی بازداشت‌شدگان حوادث اخیر در ایران، خشم گروهی از محافظه‌کاران را برانگیخته است. آنها از قوه قضائیه می‌خواهند با کسانی که اقدام به انتشار چنین «شایعاتی» کرده‌اند، برخورد کنند.

کمیته حقیقت‌یاب مجلس تنها مرجعی است که به طور رسمی اعلام شده، پیگیر صحت و سقم این گزارش‌ها

نویسنده: سیاسی کوچولو ׀ تاریخ: پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ׀ موضوع: مقاله ׀ لینک به این مطلب ׀

بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز

قلم - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد.

در این بیانیه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.
دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.
صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند
میرحسین موسوی

نویسنده: سیاسی کوچولو ׀ تاریخ: یکشنبه یازدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: مقاله ׀ لینک به این مطلب ׀

دکترای زاهدی به دکترای کردان پیوست

در حالیکه هنوز خاطره شیرین مدرک تحصیلی، دکتر علی کردان، فارغ‌التحصیل از دانشگاه آکسفورد انگلیس، از ذهن تاریخی ما ایرانیها پاک نشده و حتی توطئه‌های شوم دشمنان در مجلس شورای اسلامی و استیضاح وی نیز نتوانست این خاطره قشنگ از آن وزیر مشنگ را از ذهنمان دور کند بار دیگر معجزه هزاره سوم شکوفا شده و ضمن زدن لگدی محکم به شکم استکبار جهانی، نشان داد که از این کردانها نه یکی بلکه صدها و شاید هزاران تای دیگر هم در آستین دارد و کافی است ملت اراده کند تا این شعبده‌باز قرن دست در کلاه جادویی خود برده و خر-گوش دیگری را به منظور شادابی ملت شهیدپرور سابق و خس و خاشاک لاهق، از آن بیرون بکشد.

باز پرده‌های غفلت از جلوی دیده غافلان و فریب خوردگان فرو افتاد و درخشش یکی دیگر از وزیران کابینه خالق فتح‌الفتوح کلمبیا و حماسه ژنو، چشمها را خیره ساخت. آری این بار دکتر زاهدی، وزیر دانشمند علوم، با قامتی افراشته و عزمی‌راسخ در مقابل استکبار جهانی ایستاد و هرچند بیل سیلبرگ مزدور، مدیر روابط عمومی آکادمی بی‌ارزش علوم نیویورک، عضویت وی در این آکادمی را از بیخ منکر شد اما این موضوع پشیزی از اقتدار وی نکاست. چرا که این هجمه در مقابل توطئه انجمن ریاضی ژاپن مبنی بر تکذیب برترین ریاضی‌دان بودن او عملاً هیچ بوده و هست. اما زاهدی همانطور که در اجلاس مصر، اسرائیل خونخوارِ غاصب را تحقیر کرد اینجا هم کم نیاورده و به هیچ وجه جا نزده و نخواهد زد. همانگونه که دکتر م. ا.ن نیز اعلام کرد نوکری ملت نیازی به مدرک ندارد چه برسد به عضویت در آکادمی علوم استکبار جهانی و انجمن ریاضی پیروان و دنباله روهای آن.

به امید روزی که مدارک تحصیلی مشکوک تک تک اعضای کابینه زیر سؤال رفته و افشا گردد تا به این ترتیب ابزار هجمه دشمنان خارجی و دنباله‌های داخلی آنها به دولت خدوم از بین رفته و مشت محکمی به دهان گشاد هرجه استکبار و استبداد و مستبد و زورگو است، بخصوص مستبد و زورگوی مورد نظر، بخورد. الهی آمین!

نویسنده: سیاسی کوچولو ׀ تاریخ: جمعه دوم مرداد 1388 ׀ موضوع: مقاله ׀ لینک به این مطلب ׀

خس و خاشاک هوا چرا زیاد شد ؟

 

 

خس و خاشاک هوا چرا زیاد شد 

که ۱۱۸ هم قطع بشه و مردم برن شمال و... ؟

 

کلا یه چند وقتیه همه چی قرو قاطیه . هیچی سر جاش نیست .

رئیس تشخیص مصلحت نظام دیگه نمیاد نماز جمعه . بهش میگین تو دزدی و

کلاهبردار ! دخترشو میگیرن ۴۸ساعت بازداشت می کنند.

بعد رهبری میاد میگه رئیس جمهور منتخب من اشتباه کرده ! همه خوبن

فقط اختلاف سلیقه وجود داره! میگن رضا عطاران به اتفاق همسرش  توسط لباس شخصی ها

یه چند ساعتی دستگیر شده . راستی از عادل فردوسی پور چه خبر؟ اونا  کجان ؟

شجریان دیگه چرا نمیزاره صداشو از تلویزیون ایران پخش کنند ؟ مهدوی کیا

کریمی هاشمیان اونا چرا از فوتبال ایران خداحافظی کردن ؟ اصلا کسی فهمید تیم ملی

جام جهانی نرفت ؟ بمب گزار حرم امام چی شد ؟ کی بود ؟ از کجا یهو پیداش شد؟

به اقا زاده جناب ناطق نوری چه کسی تو تلویزیون تهمت دزدی زد ؟

ابطحی رو چرا دستگیرش کردن ؟ اون که دیگه از رجل سیاسی این اب و خاک بود ؟

شنیدین میگن اون پلیس گنده ها که مردمو میزدن لبنانی بودن؟ کسی از خانواده

۲۰۰ نفر قربانی تهران خبر داره ؟ همشون اراذل بودن یا مثل ندا اشتباهی کشته شده

بودن ؟ ۳۰۰۰ نفری که تو اوین بازداشت شدن چی ؟ کی ازاد میشن؟ نکنه می خوان

بفرستنشون کانون اصلاح و تربیت ؟ خاتمی میر حسین کروبی کدومشون میان سند بزارن

که جوونای مردم ول کنن ؟ کدومشون میتونن برای خونهای ریخته شده مجوز یه ختم

ساده رو بگیرن؟ کدومشون میان و گاز اشک اور و باتوم می خورن ؟

VOA یا  bbc persian کدومشون بجز عوض کردن فرکانس هزینه بیشتری

هم متقبل شدن؟ گشت ارشاد دیگه چرا رفت ؟ اون که خوب بود؟ هم خوش رفتار بودن

هم خوش برخورد ؟ طبق نظر سنجی های معتبر هم که ۹/۹۹ ٪ از مردمم راضی بودن؟

پس چی شد کجا رفت این امنیت اجتماعی ؟ کجاست این رئیس جمهور ۲۴ میلیونی

تا بیاد و تو دانشگاه شریف سخنرانی کنه ؟ نکنه میترسه بازم دانشجو ها با فحش و

سنگ بدرقه اش کنند ؟ اس ام اس ها چقدر جالب میره و میاد ! احتمالا پیاده رفت و

امد میکنه ! طفلکی وزیر ارتباطات هم از قطعی پیامک بی خبره! ۱۱۸ هم یهو قطع شد!

 اخه یه سری میگن ۱۱۸ به عنوان عامل اصلی تشویش اذهان عمومی و تحریک مردم 

به عدد ۱۸ و یاد اواری ۱۸ تیر شناخته و روانه زندان شد. یاهو مسنجر که دیگه سایلنت

سایلنت شده ! نه add listi هست نه پی امی نه ایمیلی! فقط یه کله زرد با یه لبخند تلخ.

سایت ها و روزنامه ها که کلا تعطیل ــــــــــــــــــــ.......صدا و سیمای جناب ضرغامی که

اصلا حرف نداره ! کاملا بی طرف!!! فقط اگه یه ذره پیام بازرگانی هاشو بیشتر کنن

عـــــــــــالــــــــــــــــی میشه...

راستی این خس و خاشاک هوا از جا وارد تهران شده ؟ نکنه کار این منافقین و

گروه های وابسته به امریکای ملعون ؟! در هر صورت هر چی که بود

برای این دولت بد نشد . پای مصلحت نظام که میاد وسط کلا یهو همه چی تعطیل میشه

تا مردم برن شمال و ۱۸ تیر تهران خالی باشه. اس ام اس هم که پای ثابت همه قطعی هاست.

مردم دیگه عادت کردن که برای کارای کوچیکم بهم دیگه زنگ بزنن تا قشنگ شنود بشه!!

در هر صورت از همینجا به دلایل امنیتی اعلام می کنم که:

 محمود برنده                ما شکر خوردیم شرمنده

از ماسک های رایگانی که در میادین توزیع می شود استفاده کنید .

مراقب کودکان و افراد سالمند باشید.

تا انتصابات اینده خدا یارو نگهدارتان

یا حق

منتقد شیرین

 

نویسنده: منتقد شیرین ׀ تاریخ: پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ׀ موضوع: سیاسی ׀ لینک به این مطلب ׀

رضایی برنده 3 مناظره

   

 همگان دیدند تنها کاندیدای که به ارائه برنامه های خودش پرداخت و در ضمن دیگران را نیز نقد کرد و به طور واقعیی با دیگر کاندیدا مناظره کرد دکتر رضایی بود دیگران فقط  به هم توهین میکردند و برنامه ای برای ارائه نداشتند ووقتی کم می آوردند به ناموسو دوست آشنا و جد آباد هم دیگرگیر می دادند و آنها را را وسط میکشیدند من به شخصه از این که مردم ایران به واقیعت ها و برنامه ها علاقه ای ندارند و فقط دنبال جو سازی ها وحاشیه ها میروند بسیار متاسفم چرا که مشکلات اصلی کشور ما نداشتن مدیریت و برنامه صحیح است نه این که نه نه جون فلان کاندیدا گوشت راچند میخرد و یا زن فلان کاندیدا چیکا کرده است و دیگری خود به تنهایی چه مشکلات بزرگی برای کشور به وجود آورده است .

ولی کلا ما ایرانی ها وقتی فرستی از دست میرود و یاکسی از بین ما میرود آن وقت به فکر آن کس و یا فرست می افتیم و تا وقتی که آن فرست هست به آن فرست و یا آن فرد  توجه نمیکنیم و فقط به فکر خوشگذرانی های لحظه ای خود و سرگرمی فعلی هستیم و به فکر آینده نیستیم و بعد که در آینده به مشکل بر خوردیم به سر خود میزنیم و تقصیر را بر دیگری می اندازیم.

به امید روزی که به فردا و آینده خود فکر کنیم نه این که چو فردا آید فکر فردا کنیم.

 

                                     سیاسی کوچولو حامی دکتر رضایی

نویسنده: سیاسی کوچولو ׀ تاریخ: سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 ׀ موضوع: مقاله ׀ لینک به این مطلب ׀

خلیل جوادی

دیشب در مراسم سخنرانی جناب آقای موسوی در سالن والیبال حجاب

جناب آقای خلیل جوادی شعر زیبایی خواندن که رد پایین این شعر را

برای شما عزیزان میگزاریم.

   تـــو کشــور چهـــــا ر چر خ پنـچر

   میخوای بیای چیکـار کنی بــرادر؟

               چه می کنی با این همه کراکی؟

                اینایی کـه زدن به جــاده خــاکی

  چـه می کنی بـا اقتصـاد خسته؟

  بـا این همـه شرکت ورشکسته؟

                  زبـــان بد بـــریده چشم بـد کـــور 

                   اگـه بـــازم شدی رئیس جمهــور

 نذار کسی ســــوار مـــردم بشه

  نذار دلار هـــای مـــــا گـــم بشه

                   به قـــول یک نفر بیـــا و چی کن

                    وزیــــــر فــــرهنــگو معــرفی کن

   وزیـــــر فرهنگی کــه مـرد باشه

  اهل کمــــــال و اهل درد بـاشه

                     فک نکنـه قصیــــده  بنــد رخـتـه

                         مُنجیک تَرمذی یـه جـور درخـتـه *

   کـار نداریم شمــا  الی یــــا بلی

  حدَّ اقلّش اینـه کـــه خــوشگلی

                     ***

               گفت : پســر من انصــراف دادم

               میخـوام بشینم پیش خــانـوادم

   دوبــــاره حـــال درد ســر ندارم

  حوصـــله ی سفـــر مفـر ندارم

                   برای سفـــره هایی کـه خالیه

                      میـــر حسین موسـوی عــالیه

  حرف زیاده اما اینجاجاش نیست

  فقط بگم ،اهل بریز بپاش نیست

                     ***

                جنــــاب مـــوسـوی سلام قــــارداش

                 قوجالمسان،لاپ آقاریپدی باش ماش

   دوره ی جنگ یــــــــادمون نرفته

  تیـــــر و تفنگ یـــــــادمون نرفته

                  اون روزا کــــه نخس وزیر بودی

                    حـــــامی مردم فقیــــر بـــودی

   تموم اونهایی که کار می کردن

  دیگشونو به موقه بار می کردن

                     از تره بــــــار تــــــا بـرنج دودی

                     مـــواظب قیمت جنســـا بودی

  روزایی که قیمت نفت کم بود

  قــامت تــو زیـر فشار خم بود

                       امـا تو، یــــارانه رو ور نداشتی

                       بار روی دوش مردمت نذاشتی

  یه دفه کلی روی کـالا نرفت

  یهو اجـــاره خــونه بالا نرفت

                 یادمه که شعار معار ندادی

                  وعده ی کمبزه خیار ندادی

   اون روزا کارمندا خوار نبودن

  مدیرا ماکسیما سوار نبودن

                   فسق و فجور پشت پرده کم بود

                    پیشونیــای داغ کـــــرده کم بود

   مدیر کلاّ کاخ ندیده بودن

  مزّه ی پولو نچشیده بودن

                       این روزا روزگار فرق کرده

                        همّه رو تو فساد غرق کرده

   هر کی رئیس میشه توی اداره

  نوچه هاشم جم میکنه میاره

                        خلاصه، تا وقتی  از اونجا بره

                        هر چی بخواد می خوره تا خرخره

   الان یه عده از همین خوارج

  حساب دارن تو بانکهای خارج

                        فدای اون مرام حق پرستت

                         بگیر گرز رستمو تو دستت

  نترس از این قوم کمیسیون گیر

  قاباخلاریندا دورگینان مثل شیر

                      اگه میخوای نمره ی خوب بیاری

                      باید بری به جنگ رانت خواری

                   ***

  تورکی دییم اوزگه سی باش تاپماسین

  دانشمامیش سوزلریمی قاپماسین

                     گوزله گینن طرف کلک قورمیا

                      بوش یره صاندیخلاری دولدورمیا

  فکر ایلمه رقیب لرین ساده دی

  تلیس تلیس رای الان آماده دی

                     رایی سایان واختا یاتیپ یوخلاما

                     یوخون زادین گلسه دو بیر چیخ داما

                  ***

               چن کلمه حرف خصوصی زدم

               حوصله تون سر نره که اومدم

   جناب حــــاج مهدی ضد حال

  بیا بگیر بشین بابا ، بی خیال

                   فک کنم از شصت گذشته باشی

                     الان بــاید بــــــاز نشسته باشی

   هی نزن اینقد گره روی گره

  بکش کنار بذار مهندس بره

                         الان  مهندس  امتیــازش  پــــــره

                          چونکه خودش ترکه ، عیالش لره

نویسنده: سیاسی کوچولو ׀ تاریخ: دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ׀ موضوع: سرگرمی ׀ لینک به این مطلب ׀

احمدی نژاد خوب بد زشت

خوب :

این آدم حرفهای خوب زیاد بلد بود. بلد بود خوب بخنده. بلد بود همه چیز را با لبخند  انکار کنه.  این آدم شجاع  بود. بلد بود به تنهایی جلوی دوربین بره و همه دنیا را تهدید کنه. این اعتماد به نفس فوق العاده ای داشت. قوه تخیلش هم مزید برعلت شده بود تا هاله نور ببینه.  حتی اونقدر اعتماد به نفس داشته که دیدن همون هاله نور را هم تکذیب کند.   این آدم قدرت خود تلقینی فوق العاده ای داشت. او توانست باور کند که فردی محبوب است. او خود را داشمند  می داند و معتقد است می تواند همه چیز را تجزیه تحلیل کند. از همه اینها او بسیار خوشبین است. مملکت را بهشت و مردم را خوشبخت می بیند. او میتواند تصور کند و در مقابل خبرنگار آمریکایی می گوید که "مردم ایران خوشبختند و روز به روز هم خوشبخت تر می شوند". او مردیست Positive !

 بد :

او در بسیاری از هدفهایش شکست خورد و شکستهای او از پیروزیهایش بیشتر بود. او کشور را به تحریمهای سنگین کشاند. او تلاش خود را کرد اما عدم توانایی او و اطرافیانش سبب فجایع بسیاری در کشور شد. از فاجعه اقتصادی که مورد مشخص آن قیمت املاک بود شروع کنیم و به سهمیه بندی بنزین و بعدهم گرانی های پی در پی آن برسیم. به ورشکستگی بانکها و بسیاری شرکتها نگاه کنیم. به قطع شدن بودجه آی تی ، آسیبهای فرهنگی و هنری ، و به آبکی شدن صدا و سیما در زمان ایشان نگاهی بیاندازیم.

جامعه هنری توسط وزارت ارشاد ایشان به شدت آسیب دید.  خیلی از کسانی که استعداد کاری هنری داشتند نه تنها حمایت نشدند بلکه توبیخ و محدود شدند. همین باعث شد به سمت موسیقی زیر زمینی و گاها جلف حرکت کنند. 

یکی دیگر از طرح های  دولت او طرح ساماندهی سایتهای اینترنتی بود که با شکست مواجه شد و اصلا معلوم نشد چه شد! معلوم نبود آقایان اندازه اینترنت را چند متر اندازه گیری کرده بودند!. راستی طرح سیستم عامل ملی و طرح اینترانت ملی هم بعد از کلی حیف و میل شکست خورد و دیگر کسی از آنها حرفی نمی زند.

در هیچ دوره ای به اندازه حکومت ایشان کشور ما انقدر  توسط بیگانگان مورد توهین و تهدید و تحقیر قرار نگرفته بود.

نتیجه اینکه این دولت هرچه بود کاردان نبود.

زشت :

خیلی زشت است که وقتی اسم احمدی نژاد در گوگل جستجو می شود بیش از هزار جوک و لطیفه و تصویر مبتذل بیاید.  در یوتیوب هم پر است از فیلمها و عکسهای سخنرانی های این آقا. خودتان امتحان کنید مثلا :

-          ایشان در یک سخنرانی در مورد مردم نیویورک صحبت میکند و میگوید زبان آنها اسپانیولیست !  چه کسی می تواند نخندد ؟

-          فیلم معروف هاله نور هنوز همه جا هست! و جالبتر فیلم تکذیب آن هم همه جا هست

-          فیلم وعده های انتخاباتی ایشان هم موجود است

-          ادعای ایشان مبنی بر اینکه "یک دختر بچه شهرستانی 16 ساله با وسایلی که از بازار خرید توی خونشون انرژی هسته ای تولید کرده"!!!!!!!!!!! کدام احمقی باور میکند ؟ مگر تجهیزات هسته ای بوق دوچرخه اس که توی بازار هر شهرستانی باشه. بعد هم دختر شهرستانی بیاد باهاش به انرژی هسته ای دست پیدا کنه و دانشمند هسته ای بشه!.

یادآوری بسیاری از  کارها و حرفهای عجیب این آدم کار سختی نیست.

راستی ! چه خبر از داروی ایدز ؟ بعد از اینکه دکتر ها تکذیب کردند فراموش شد ؟  چرا دیگر حرفی زده نشد ؟  

کلام آخر اینکه : از خلیج همیشه فارس که داشت خلیج ع.ر.ب.ی. میشد  و معاون دانشگاهی که فیلم تجاوزش به دانشجوی دختر پخش شد و آقای رحیم مشایی هم که بگذریم از کردان و آکسفورد نمی توان گذشت!

نویسنده: سیاسی کوچولو ׀ تاریخ: جمعه هشتم خرداد 1388 ׀ موضوع: مقاله ׀ لینک به این مطلب ׀

روایت یک خبرنگار از 48 ساعت بازداشت در پلیس آگاهی تهران

به قلم رضا جلودارزاده روزنامه نگار  : به مدت ۴٨ ساعت به دلیل اختلاف مالی كه منجر به درگیری و زد و خورد با یکی از طرف‌های مالی موسسه تحت مدیریتم شد، در بازداشت‌گاه کلانتری ]…[ خيابان "ن" تهران و پایگاه ]…[ آگاهی به مدت دو روز در بازداشت بودم.

در این خصوص، پرونده‌ای در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۴ رسالت تشکیل و این‌جانب با قید کفالت تا رسیدگی پرونده آزاد شدم.

موضوع پرونده یک مورد شخصی است که دلیلی براي رسانه‌ای کردن آن وجود ندارد اما در طاین ۴٨ ساعت رفتارها و برخوردهایی را از سوی برخی از افراد پلیس با متهمین مشاهده کردم که هویت حرفه‌ای من ایجاب می‌کند که به آن اشاره کنم. 
ان‌چه در ادامه مي‌خوانيد، شرح اين ماجراست:

برخوردهای فیزیکی با روش هایی نظیر سیلی زدن ، پس گردنی و لگد زدن به پهلو و شکم به گمان در کلانتری ها بطور اعم و در آگاهی ها بطور اخص یک امر کاملا طبیعی به نظر می‌رسد!
البته متهم هرچه جوان تر باشد بیش‌تر مورد این‌گونه روش ها واقع خواهد شد و فحاشی های رکیک که جای خود دارد. فردی هم که مسول بازدید بدنی است، قبل از تفتیش به متهم می‌گوید؛ «اگر چیزی داری هوای منو داشته باش»!
جمله ای که به خود من نیز گفته شد و جالب اینکه هر آن کسی که به این درخواست‌ها پاسخی احتمالا ریالی ندهد و یا موارد خلافی نداشته باشد، بیشتر مورد بی احترامی و به تبع مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، همان گونه که من دچار آن شدم.

البته بعد آنکه دو کارت جانبازی و خبرنگاری ام را نشان دادم از برخوردهای فیزیکی در امان ماندم به گونه‌ای که افراد پلیس با علامت دادن به یکدیگر، با من دیگر برخورد نامناسبی نداشتند اما پیش از این یک سیلی و دو پس گردنی و دو سه تا فحش آبدار و بسیار زشت را دریافت کرده بودم!

در این نوشته سعی می کنم تنها به یکی از نمونه ها که شاهد و ناظر آن بودم به اجمال اشاره ای داشته باشم :

از برخوردهای بد پلیس و بسیاری از نیروهای انتظامی با مردم به لحاظ رفتاری در جاها و مکان های مختلف بسیارشنید و حتا دیده بودم اما هرگز آن صحنه ای که در پایگاه چهارم پلیس آگاهی دیدم حتی تصور اش برایم مشکل بود.

از متهم پرسیده شد؛
«بچه کجایی و چند سالته؟»

صدایی با لکنت و رعشه شنیده شد:
«اهل زنجان‌ام و متولد ١٣۶۴…»

هنوز پاسخ جوان متهم به اتمام نرسیده بود که صدای چک و لگد بود و شیون و آه وناله های آن جوان که تمام سالن را پر کرده بود. ساعت حوالی ٩ شب بود.

دقایقی بعد پسر جوان را به دیواری آویزان کردند به این صورت که دیواری به طول تقریبی دو متر که حدود یک متر بر بالای آن میله های آهنی قرار داشت، دست های جوان نگون بخت را با دست بند به آن میله ها بستند، بطوری که جوان متهم مثل لوسترهای سقفی کاملا آویزان شده بود.
جیغ و داد و گریه های سوزناک این جوان بود و
سیلی ها و مشت و لگدهای که در پی برسروروی‌اش می‌بارید.
جوان آویزان شده فریاد می‌زد که «شما را به خدا دست هایم در حال قطع شدن است، من غلط کردم و….. هرچی شما می‌گید درسته، به‌خدا امضا می‌کنم» و…

اما با این اوصاف آنچه که برای خودم اتفاق افتاد تا اندازه های بسیار زیادی گویای بسیاری از نادیده های عجیب بود !

از همان ابتدای ورود به کلانتری ١٢٧ با فرمان کلاغ پر تا انتهای سالن بصورت کلاغ پر رفتم و در انتهای سالن با یک ستوان جوانی روبرو شدم که از من خواست که هرچه در جیب دارم بیرون بریزم .
من در حال انجام خالی کردن تمامی وسایل داخل جیبم بودم که افسر جوان با یک آرامش خاصی که توام با ادبیات ملایم بود به من گفت؛ «اگر موردی در جیب‌ات داری به من بگو تا هوای ات را داشته باشم»!

البته من از این جمله چیزی نفهمیدم اما در پایان کار به وضوح متوجه آن شدم، مثلا از میان وسایل توی جیبم یک عطر بیک داشتم که آن را یک افسر دیگر برای خود برداشت!
در مورد ديگري از بین ٨٠ هزار تومان پول نقد و ١ میلیون تومان تراول‌چک همراه‌ام ، آخرالامر و هنگام ترخیص با یک ترفندی فقط ٩٠٠ هزار تومان از تراو‌ل‌ها را به من تحویل دادند! ٨٠ هزارتومان در کلانتری به جیب افسری به نام “ص” رفت و یک تراول ١٠٠ هزار تومانی هم در آگاهی به درون جیب افسری بنام “ش” غلتید.

مشاهده‌هاي من به اين‌جا ختم نمي‌شود.
در مراکز نظامی مانند ادارات پلیس کسی اجازه استعمال دخانیات ندارد و اين شايد امر نیکویی است اما این ممنوعیت در مراکز پلیس به اهرمی مبدل شده که سربازان و برخی از افراد پلیس با بهره‌برداری از این مقررات به کسب درآمد نامشروع می پردازند. یعنی با خرید سیگار برای فرد بازداشت شده از آن مبالغ گزافی را دریافت می کنند و یا اینکه افسر پرونده در جریان بازجویی به صراحت به متهم می گویند که «اگر هوای مرا داشته باشی گزارش‌ات را به گونه ای می نویسم که قاضی نتواند تو را محکوم کند»…!

احساس من از این مشاهدات دو روزه این است که این نوع مراودات و جریانات تلخ و زشت به گمان به یک روال عادی هم برای مردم و هم برای پلیس تبدیل شده است که به این سادگی ها هم قابلیت اصلاح ندارد.
براساس مشاهده‌هاي من گويا اکثریت افراد پلیس برای سر کیسه کردن افراد بازداشت شده گوی سبقت از یکدیگر می‌ربایند و در چنين فضايي هرمتهمی که از نظر فرد پلیس به لحاظ مالی ضعیف‌تر باشد تنها باید خود را آماده کتک خوردن کند و البته آنکه بلحاظ مالی توانمند تر است می باید سر کیسه را برای پرداخت رشوه شل بکند

نویسنده: سیاسی کوچولو ׀ تاریخ: چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: سیاسی ׀ لینک به این مطلب ׀

پول نفت و دیگر هیچ...

 

۱۵ هزار عکس دیدنی از سفر های استانی ۱۰۰۰ تومان!!!

پول نفت و دیگر هیچ...

 

در سفری که در ایام نوروز به شهر چابهار و البته نیمه جنوبی شرقی کشور داشتم، مواقعی که

در شهر و در محله‌های آن می‌گشتم، با مناظری روبه‌رو می‌شدم که با تبلیغاتی که برای شهر

چابهار به عنوان یکی از مناطق آزاد و شهری توریستی و... می‌شود در تناقضی شدید بود و از

فقر و نابسامانی که در شهر می‌دیدم متعجب می‌شدم، گاهی به مانند، دیدن محله‌ای زاغه‌نشین در

دیوار به دیوار سازمان‌ها و بنیادها و ادارات دولتی بعضا ثروتمند، آن‌قدر متاثر و متعجب

می‌شدم که تصویری برمی‌داشتم تا بلکه جایی بتوانم این رنج را عنوان کنم. وگرنه متاسفانه در

شهر چابهار از این دست مناظر به وفور چشم هر مسافری را نوازش! می‌دهد. و در آن هنگام

یاد گفته‌ای از «علی(ع)» می‌افتادم که: «هیچ جا کاخی بنا نمی‌شود، مگر آن که حق کسی ضایع

شده باشد.»

 

سایت آینده نوشت: بعد از این که آن مطلب را در مورد این که، کمیته امداد امام، پول‌های ما را

کجا هزینه می‌کند، خواندم، خیلی تاسف خوردم که چرا سهل‌انگاری کردم و عکس‌های بیشتری

در مورد وضعیت نامناسب چابهار و مردمش نگرفتم تا شاید از طریق شما، ایرانی‌ها بدانند که

مردم کشورشان چگونه روزگار سپری می‌کنند و صدقه‌ها و کمک‌های آنان چگونه خرج می‌شود

و باید بهتر گفت که : «کجاها هزینه نمی‌کند!»

 

 
 
زاغه‌ها و آلونک‌ها  در پشت دیوارهای ساختمان کمیته امداد و شرکت «ملی» ! نفت
 
و خانه‌های سازمانی آن
 
 
 
 
 
 
جواب این سوال کاملا واضح است... پول نفت در عکس های زیر
 
خرج می شود چون واجب تر است...
 
 
خودتان قضاوت کنید...
 
 
نویسنده: منتقد شیرین ׀ تاریخ: پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: سیاسی ׀ لینک به این مطلب ׀

درباره وبلاگ

از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد،ترسی ندارند. از گاو که گنده‌ تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌ تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند...علی شریعتی


نویسندگان

فراخوان های سبز

جستجوی مطالب در باحال کده

طراح قالب

© All Rights Reserved to bahalkade.Blogfa.com / Theme by: iTheme

Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده